فکر کن و بعد عمل
مردي در كنار رودخانهاي ايستاده بود.
ناگهان صداي فريادي را شنید و متوجه شد كه كسي در حال غرق شدن است.
فوراً به آب پرید و او را نجات داد...
اما پيش از آن كه نفسي تازه كند فريادهاي ديگري را شنید و باز به آب پرید و دو نفر ديگر را نجات داد! اما پيش از اين كه حالش جا بيايد صداي چهار نفر ديگر را كه كمك ميخواستند شنید ...!
او تمام روز را صرف نجات افرادي كرد كه در چنگال امواج خروشان گرفتار شده بودند ، غافل از اين كه چند قدمي بالاتر ديوانهاي مردم را يكي يكي به رودخانه ميانداخت...!
ناگهان صداي فريادي را شنید و متوجه شد كه كسي در حال غرق شدن است.
فوراً به آب پرید و او را نجات داد...
اما پيش از آن كه نفسي تازه كند فريادهاي ديگري را شنید و باز به آب پرید و دو نفر ديگر را نجات داد! اما پيش از اين كه حالش جا بيايد صداي چهار نفر ديگر را كه كمك ميخواستند شنید ...!
او تمام روز را صرف نجات افرادي كرد كه در چنگال امواج خروشان گرفتار شده بودند ، غافل از اين كه چند قدمي بالاتر ديوانهاي مردم را يكي يكي به رودخانه ميانداخت...!
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 0:27 توسط عباس قره چاهی
|
این وبلاگ بیان تجربه ها ی شخصی و اطلاعاتی اینجانب میباشد. در صورت داشتن هرگونه سوال در مورد عناوین وبلاگ و یا قناری با ارسال ايميل به آدرس