عيدتان مبارك

نوبهار مي آيد از راه

فصل شادي

عيدي هاي كودكانه

اسكناس تا نخورده

خنده هايي از ته دل

تخم مرغهايي به رنگ سبز و قرمز

آجيل و بسته و بادام

برق سكه توي دستي كودكانه

ياد عيد كودكيهامان بخير

تا رسيد از راه ايام جواني

عاشقي دلداگي و شور و مستي

سال نو آمد دوباره

سرخي رنگ شقايق

عطر گلهاي شكفته

زنده كردند در درونم

ياد آن سالي كه عاشق شد دل من در بهار

نوبهار و لحظه هايي عاشقانه

لحظه دلبستگي دلدادگي

مثل غنچه مثل بلبل

ياد ايام جواني هم بخير

بعد آن عيد سخت بگذشت سالها و روزها

بگذريم از رنج آن ايام سخت

حال

باز مي آيد بهار

رقص سرو با شاخه هاي سر به زير بيد مجنون

همره آن بوي مشك و عنبر و عود

نغمه ي شاد پرستوي مهاجر

چهچهه بلبل به روي شاخساران

پس مبارك باد عيد بر عاشقان

خاصه بر دوستي كه مي بالم به او در دوستي

عيدتان سرشار از سرزندگي

زندگيتان مملو از لبخند ها

عيدتان مبارك

شقايق عاشق

بمان

كمي آرام تر

بمان

بگذار همه بدانند من خوشبختم

عاشق ترينم

نگو خيال و خاطراتم هست

من تورا ميخواهم نه خاطرات را

نه خيال با تو بودن را

من فقط خودت را ميخواهم

اگر قلب تو مي تپد بمان

بمان تا نبض هايمان يكي شود

و زيباترين آهنگ رابسازيم

بگو ميماني

امشب

امشب به ياد تمام شبهاي نبودنت

امشب به ياد تمام لحظه هاي نديدنت

امشب به ياد تمام آرزوهاي مانده بر دلم

امشب به ياد تو كه نرسيدي به خواسته ات

امشب به ياد دو چشم به خون نشسته ات

امشب به ياد بي كسي ام وقت رفتنت

امشب به ياد دل به آتش كشيده ام

امشب به ياد نگفته هاي درون دل

امشب به ياد آتش عشق هر دومان

امشب به ياد قصه ي غربت دلم

امشب به ياد همه خواهم گريست

امشب اگر خشك شود چشمه جوشان اشك من

جاري كنم خون دل خود به جاي اشك

عمري نبودي و چشمم نخفت ز انتظار

امشب تو هم نخواب به ياد دو چشم من

با من بگو خفته ي آرام در آغوش شب

همپايه ي دو چشم من خواهي گريست تاسحر

شقايق عاشق

رؤياي قشنگ

مثل يه كابوس تلخه
لحظه هاي بي تو بودن

لحظه هاي سرد شبها
زير مهتاب بي تو موندن

خيره ميشه نيمه شبها
چشم من سوي ستاره

اشك ميباره از دو چشمم
تا كه برگردي دوباره

شاهدتنهايي من
دروديوارهاي خونه

مثل بارون روي صورت
اشكهاي دونه دونه

قلب من ميشكنه از غم
اگه تو نباشي اينجا

وقتي چشمامو مي بندم
مال من ميشي تو رؤيا

آه چه رؤياي قشنگي
كاش حقيقت بشه رؤيا

شقايق عاشق

مي روم آسوده خاطر باش

اگر حرفي زدم قصدم نبود آزردن قلبت
قسم خواهم خورد امشب تو را هرگز نرنجانم

اگر رنجيدي از من مي روم آسوده خاطر باش
حلالم كن نمي خواهم برنجد دوست از دستم

اگر امشب نبخشايي خطايم،سخت مي ماند
به دل از اين خطا زخمي كه آتش مي زند جانم

بدون تو محكومم به خاموشي چون شمعي به سوي باد
شود شمع وجودم ذره ذره آب تاپايان رسد عمرم

روم از بيش تو تا گم شوم در خاطر از من قصه اي ماند
نگويي بي وفا بودم براي خاطر آزرده ات تنها سفر كردم

اگر بخشيدي و خواهي بمانم تا ابد اندر كنارتو
بگو با اين دل خسته كه من هم زود برگردم

شقايق عاشق

آسان شکسته ام

آسان شکسته ام من امروز

نشنید کسی شکستنم را

بغضی نشسته در گلویم

کاش همدم لحظه های من بود

باز من اگر خطا نمودم

در لحظه ی دیدن تو آن روز

جانا تو ببخش خطای من را

ای کاش کسی بود و می گفت

آرام تر او شکستنی است

مشکن دل بینوای اورا

اوتاب دوباره مردنش نیست

باید بروم با دلی عاشق

مرگ است فقط ره رهایی

شاید که آسوده شود او

از زحمت لحظه لحظه هایم

دلتنگم

دلتنگم

دلتنگتر از همه ی دلتنگی ها

گوشه ای نشسته وحسرت ها را می شمارم

و باختن ها را

وصدای شکستن ها را

نمی دانم من کدامین امید را ناامید کردم

وکدامین خواهش را نشنیدم

وبه کدام دلتنگی خندیدم

که چنین دلتنگم

سال نو مبارک

سال نو مبارک

خواهش نگاهم را به چشمانت ميريزم

و تو دستهايم را در دست مي گيري

گرماي مطبوعي در تنم جاري ميشود

پلك نمی زنم تا اين لحظه ي زيبا هميشه بماند

سال نو مبارک

 

سال نو

 

روزگاریست شیطان فریاد می زند

 

آدم پیدا کنید سجده خواهم کرد

سال نو مبارک

سال نو

عاقبت

زمستان رفت و روسیاهیش  به ذغال ماند

قلب شکسته

گفت با قلبي شكسته، سينه اي پردرد و خسته

از من آزرده نشو اي گل من

ميروم از شهر شما

تا كه گمنام بميرم يك روز

قبل رفتن تو بدان محبوبم

اي همه دنيايم

به خدا ساده و بي تقصيرم

تو اگر اين دم رفتن به من حكم كني كه بميرم

بهر آرامش تو كه بداني چقدر مهر تو در قلب من است

جان من هديه به آستان تو است

به اين حكم بخدا ميميرم

من كسي را دارم

من كسي را دارم

كفر نباشد اين حرف مي پرستم او را

و خدا ميداند بهر او ميميرم

اين دل كوجك من

روزها و شبها

بيقرار و بي تاب بهر ديدار رخ معشوقش پر بكشد

و خدا آگاه است ز اشتياقي كه دارد دل من

سوي معشوق و دلارام هر دم

گرجه او هم گويد

شوق ديدار تو دارد دل من

ليك مشتاقي من بيشتر من است

گنهي نيست بر او

كه گرفتار كلام خويش است

آن زماني كه گشود لب و سخن گفتن كرد

با كلامي سرنوشتش را جنين آغاز كرد

شايد اين حرف حقيقت باشد شايد نه

من كنون پندارم

حال سرگشته و حيران ز كلام خويش است

گرجه دانم كه من عاشق و سرگشته ي او

تنها ساكن قلبش نيستم

ليك همين قدر كه بدانم دل او ياد من است

من خوشبخت هستم

هر كه عاشق باشد زدلم باخبر است

شايد امروز جو شنيدي حرفم

مرا اي دوست نكوهش بكني

با جنين معشوقي

هر كه عاشق نباشد به دلم مي خندد

هر كه عاشق باشد اشك از ديده فرو خواهد ريخت

تو جه خواهي كرد از حرف دلم

شقايق عاشق

خوب شد نيستي امروز سهراب

خوب شد نيستي امروز سهراب

تا ببيني كه چه با آن دل عاشق كردند

اشك جشم رنك گل سرخ شقايق كردند

ونمانده است جيزي

ديگر از آينه ي مهر و وفا

وترك برداشته

شيشه ي تنگ بلور دلمان

و فراموش شده عشق پاكي كه نهان بود درون سينه

اگر عاشق باشي به تو خواهند خنديد

خوب شد نيستي امروز سهراب

كه تو را تاب سرودن نبود

شقايق عاشق

پلنگ سنگي

پلنگ سنگي دروازه هاي بسته شهرم
مگو آزاد خواهي شد كه من زنداني دهرم

تفاوتهاي ما بيش از شباهتهاست باور كن
تو تلخي شرابي كهنه اي من تلخي زهرم

مرا اي ماهي عاشق رها كن فكر كن من هم
يكي از سنگهاي كوچك افتاده در نهرم

كسي را كه برنجاند ترا هرگز نميبخشم
تو بامن آشتي كردي ولي من باخودم قهرم

تو آهوي رهاي دشتهاي سبزي اما من
پلنگ سنگي دروازه هاي بسته شهرم..

فاضل نظری

سهراب کجایی؟

تو كجايي سهراب؟

آب را گل كردند ...

چشمها را بستند و چه بادل كردند ...

واي سهراب كجايي آخر‎؟‎

زخمها بردل عاشق كردند  ...

خون به چشمان شقايق كردند ...

توكجايي سهراب‎؟‎

كه همين نزديكي عشق را دارزدند ...

همه جا سايه ديوارزدند ...

واي سهراب كجايي كه ببيني حالا دل خوش مثقالي است ...

دل خوش سيري چند‎؟‎

صبركن سهراب قايقت جادارد‎

آزار من

مدتي هست كه در آزارم و ميداني تو
به كمند تو گرفتارم و ميداني تو

از غم عشق تو بيمارم و ميداني تو
داغ عشق تو به دل دارم وميداني تو

خون دل از مژه ميبارم و ميداني تو
از براي تو چنين زارم و ميداني تو

نمودار قیمت لحظه ای طلا (جهانی)

قیمت طلای جهانی

فرمول محاسبه طلا و سکه

فرمول1 – بدست آوردن مظنه طلای ایران از طریق اونس جهانی
قیمت یک اونس طلا ضرب در قیمت یک دلار تقسیم بر 9.5742 = مظنه طلای ایران.
مثال: قیمت یک انس طلا 614.2دلار و قیمت یک دلار915تومان مظنه چقدرمی شود؟
614.2دلار*915تومان تقسیم بر 9.5742 = 58698 تومان (مظنه ایران).

فرمول 2- بدست آوردن قیمت سکه تمام از طریق اونس جهانی:
قیمت یک اونس طلا ضرب در قیمت یک دلار تقسیم بر 4.24927 = قیمت سکه تمام.
مثال:614.2دلار ضرب 915تومان تقسیم بر 4.24927=132256تومان (قیمت یک عدد سکه تمام بهار آزادی).

فرمول3- بدست آوردن یک مثقال طلا از طریق اونس جهانی:
قیمت یک اونس طلا ضرب در قیمت یک دلار تقسیم بر 8.999 = قیمت یک مثقال طلا.
مثال:642دلار ضرب در 915تومان تقسیم بر 8.999 = 65277 تومان قیمت یک مثقال طلا.

فرمول4- قیمت یک مثقال طلا که در فرمول3 بدست آورده ایم را تقسیم بر 4.608 می کنیم، قیمت یک گرم طلای 18(750)عیار بدست می آید.
مثال:65277 تقسیم بر 4.608 = 14166تومان قیمت یک گرم طلای18(750)عیار.

فرمول5- شما وقتی به بازار طلا زنگ می زنید تا قیمت بگیرید قیمت مظنه را به شما می گویند یعنی قیمت(4.608گرم)طلای17(705)عیار را، حال اگر شما بخواهید قیمت یک گرم طلا با هر عیاری را بدست آورید از روی مظنه گرفته شده بدین طرق بایدعمل کنید:
مظنه17(705) تقسیم بر 4.608 تقسیم بر 705 ضرب در (هرعیاری) = قیمت یک گرم طلا با هر عیاری.
مثال:قیمت یک گرم طلا با عیار925 از روی مظنه 61355 تومان چقدرمی شود؟
61355تومان تقسیم بر 4.608 تقسیم بر 705 ضرب در 925=17470تومان قیمت یک گرم طلا با عیار925 از روی مظنه ایران.

فرمول6- هنگام خرید اول از همه خودتان با فرمول شماره یک مظنه را با توجه به اونس جهانی حساب کنید بعد مظنه ایران را از چند مغازه دربازار بپرسید و با قیمت مظنه خود مقایسه کنید و اختلاف را تشخیص دهید و بعد مبادرت به خرید کنید:
مبلغ پولتان/مظنه روز*4.608*705/عیار(شمش یا طلای آبشده)=مقدار(وزن)طلای خریدشده با پول موجود وعیارمشخص(شمش یا طلای آبشده).
مثال:7000000تومان پول داریم(برای خرید) مظنه روز 61000تومان است، مغازه دار برای فروش طلای آبشده با عیار 935دارد با مبلغ فوق چند گرم طلای آبشده باعیار(935) روی مظنه61000تومان باید به ما بدهد؟
7000000تومان/61000تومان*4.608*705/935=398.700گرم طلای آبشده با عیار935بایدبگیرید.

فرمول7- هنگام فروش هم اول ازهمه خودتان با فرمول شماره یک مظنه را از اونس جهانی حساب کنید بعد مظنه ایران را ازچند مغازه در بازار بپرسید و با قیمت مظنه خود مقایسه کنید و اختلاف تشخیص دهید، بعد مبادرت به فروش کنید:
مقدار(وزن)طلایتان ضرب در مظنه روز تقسیم بر 4.608 تقسیم بر 705 ضرب در عیار(شمش یا طلای آبشده)=مبلغ (پول)طلایتان که موقع فروش باید بگیرید.
مثال:398.7گرم طلای آبشده با عیار(935) داریم مظنه روز هم 65000تومان، موقع فروش چقدر پول از مغازه دار باید بگیریم؟
398.700گرم ضرب در 65000تومان تقسیم بر 4.608 تقسیم بر 705 ضرب در 935=7458811تومان باید از مغازه دار بگیرد.

برلیان و الماس چه تفاوتی با هم دارند؟

با عمومیت یافتن استفاده از جواهرات به عنوان زیورآلات اصطلاحات نادرستی در بین افراد شاغل در این زمینه رایج شد که عموما به دلیل نا آگاهی این افراد بود و این اصطلاحات غلط به عموم مردم هم سرایت کرد.
یکی از این اصطلاحات غلط که اکثرا بین مردم استفاده می شود و استفاده از آن توسط مخاطبین من همیشه برای من به نوعی آزار دهنده بوده است، استفاده از واژه ی “برلیان” برای سنگ قیمتی “الماس” است و قصد دارم در مورد واژه برلیان و الماس توضیحاتی را در ادامه ارائه کنم.
برلیان Brilliant : 
برلیان نوعی تراش است که برای سنگ الماس استفاده میشود این نوع تراش فرزند تراشی است به نام تراش سوییسی که برای انواع و اقسام سنگهای مختلف در گذشته استفاده می شده است. در تراش برلیان امروزه سعی بر آن است که هر چه بیشتر از قبل جلوه های بصری سنگ الماس را به نمایش بگذراند و زوایای و نوع برش را به شکلی تنظیم کنند که نور وارده شده به سنگ الماس با صفحات بیشتری از سنگ برخورده کرده و در انتها به چشم ما برخورد کند. برای دست یافتن به این مساله دانشمندان موسسات بزرگ آمریکا و بلژیک همیشه برای بهتر کردن نوع تراش الماس ها تلاش می کنند و سال به سال استاندارهای جدیدی را برای اینکار ارائه می دهند. و در اصل تراشندگان الماس چه کسانی که به روش سنتی مباردت به تراش الماس میکنند و چه کسانی که با دستگاه های پیشرفته بایستی پیرو این استاندار باشند.
الماس Diamond: 
در مورد الماس کما بیش اکثر مردم اطلاعات خوبی دارند، من جمله اینکه، بالاترین درجه ی سختی را در بین سنگهای قیمتی و نیمه قیمتی دارد، سنگی بسیار گران قیمت است گاهی اوقات الماسهایی که تاریخچه ی مختص به خود را با خود به همراه دارند پشتوانه ی پول مملکت ها هستند، نوع شفاف و بی رنگ آن معروفترین نوع آن است ولی امروز برای تنوع هم که شده از رنگهای مختلف آن هم استقبال به عمل می آید و غیره ….
پس به دلیل اینکه این نوع تراش یعنی تراش برلیان صرفا برای سنگ الماس روز به روز در حال پیشرفت و بهبود هست عموم افراد این سنگی قیمتی را به اسم برلیان میشناسند در صورتی که در اصل بایستی به خاطر داشته باشیم که نام این سنگ الماس است و تراش آن برلیان، ممکن است یک نوع سنگ با استفاده از نوع دیگری از تراشها، تراش خورده باشد پس نباید برای آن سنگ واژه ی برلیان را بکار ببریم.
نویسنده: مهدی نعیمی

يك كلمه بگو

تو بيا و نگذار سهم من از اين همه عشق

قطره هاي اشك باشد و دستهاي خالي

تو بيا و نگذار سهم من از اين همه عشق

چشماني خيس باشد و نگاههاي منتظر

تو بيا و نگذار سهم من از اين همه عشق

آغوشي باشد سردو خالي وتنها

تو بيا ونگذار سهم من از اين همه عشق

روحي خسته باشد وتني زخمي

تو بيا تا زخم كهنه من التيام يابد

تو بيا كه فقط وجود تو دواي دردهاي من است

بگو كه مي آيي

تا دل ناآرام من آرام گيرد

بگو مي آيي

تا آغوش سردم را گرما بخشي و دستهاي خالي ام پرشود از حس بودنت

بگو مي آيي

براي دل منتظر من

يك كلمه بگو

مي آيي؟

تو میدانی؟!

نمي دانم تو ميداني

دل من در هواي ديدنت بي تاب گرديده

سراپاي وجودم از فراقت آب گرديده

زهجرت ديدگانم همچو دريايي ز خون گشته

غم و دردم فزون گشته

واز تب درميان بسترم چون شمع مي سوزم

براي ديدن رويت

دو چشم اشكبارم را به روي ماه مي دوزم

وبا او از غم ودرد درونم راز مي گويم

 

نمي دانم تو ميداني

من اكنون در فضاي خاطرم پيچيده عطر جانفزاي خاطرات عشق شيرينت

چه زيبا عالمي دارم

هنوز آواي تو درگوش جانم سخت مي پيچد

نگاه آشنايم با نگاهت گرم مي خندد

ومي گويد

دل ديوانه ام امشب

دل حسرت كش و با شادي و عيش و طرب بيگانه ام امشب

واكنون

من درون بستر خود با غم هجران هم آغوشم

واز دوري تو چون مرغكي حيران وسرگردان

وباراندوهي افتاده بر دوشم

كنون تنها تورا خواهم

تورا

زيرا تو دنياي خوش وجاويد من هستي

يگانه غنچه ي اميد من هستي

گواراترين زندگي ...

چه زيباست به خاطر تو زيستن

وبراي تو ماندن

وبه پاي تو مردن

وبه عشق تو سوختن

وچه تلخ و غم انگيز است

دور از توبودن

براي تو گريستن

وبه عشق زيباي تو نرسيدن

اي كاش ميدانستي بدون تو

مرگ گواراترين زندگي است

مشکن

قلب بيمار مرا اين گونه مشكن بي وفا

من ز عاشق بودنم هرگز پشيمان نيستم

گرچه قلب عاشقم بازيچه ي غمها شده

من به عشق و ياد تو باغم بسازم تا ابد

گرچه سهم من ز عشقت كو له بار حسرت است

حسرتت را با دل و جانم خريدم تا ابد

از من اينگونه مرنج من بي وفا نيستم دمي

من ز رفتار و سكوتها اينچنين رنجيده ام

لحظه اي در قلب من جز نام تو يادي نبود

لحظه اي جز اسم تو بر روي لب اسمي نبود

شقايق عاشق

من عاشق

مرا سنگدل مخوان اي مهربان من

كجا قلب تورا بشكسته ام محبوب زيبايم

منم آن عاشق ديرين كه ميميرم براي تو

وميميرم اگر روزي نباشم درهواي تو

من آن شب آمدم دستت گرفتم گرم در دستم

وخواندم زمزمه در زير گوشت دوستت دارم

مرا از خويشتن راندي مگر يادت نمي آيد

شكست قلبم در آن لحظه كه تو دوستم نميداري

به چندي بعد از آن ديدار به حرفهايم سكوت كردي

سكوت شد غمي ديگر به روي دردو غمهايم

تمام روز وشب مي سوختم من از غم دوري

وميمردم براي يك كلام دل نشين از حرفهاي تو

گناه من فقط عشق تو مي باشد خودت هم خوب ميداني

خدا داند كه سرتاپا گناه هستم به عشق روي زيبايت

شقايق عاشق

اينگونه نگو

با من اينگونه نگو

به خدا ميشكنم،ميميرم

روز وشب منتظرم كه صدايت برسد در گوشم

شرط انصاف نباشد عشق من

تو مگر بي خبر از اين دل عاشق هستي

ونميداني كه بهر تو ميميرد

به خدا ميميرم

كه صداي تو رسد در گوشم

ترسم اين است كه پاسخ ندهي

 

شقايق عاشق

تنهایی

بسوزد دلت که سوزاندی دلم را به ویرانی کشاندی منزلم را
فکندی زیر پا احساس و شورم نکردی رحم،  حتی بر غرورم
 
 
دلم را شبی در حضورم شکستی نه آینه، حتی غرورم شکستی
ندادی به خلوتگاه عشق راهم پلی بود اگر در عبورم شکستی

 
شده بازیچه ای قلب صبورم شکستی عاقبت بال غرورم
به آسانی گذشتی از کنارم مثال دفتری کردی مرورم


گوشی اچ تی سی ، آیفن یا نوکیا مدل دم پایی !
چه فرقی می کند وقتی منتظر تماس تو نباشد ...
 
 
لحظه ای عشق به دست کـــس و ناکـــس ندهی 
دل  عزیز است  مبادا  به  هر کس  بدهی

 
اگر "او" برای "تو" ساخته شده!
"من" برای "تو" ویران شده‌ام!!!
 

در سر به جز عشق هوای  دگرم  نیست
غیر از گل یاد تو کسی دور و برم نیست

بی وفایی و دلشکستگی

با دل عاشق بد نکن ای آدم نامهربون
سنگدل و بی وفا نشو ، یه دل داری اینم نشون
.
.
.
.
ای مسافر غریبه چرا قلبمو شکستی ؟
رفتی و تنهام گذاشتی دل به ناباوری بستی
حالا من تنها نشستم با نوای بی نوایی
چه غریبم بی تو اینجا ای غریبه بی وفایی

.
.
.
.
شنیدم سخن ها ز مهر و وفا
ندیدم نشانی ز مهر و وفا
.
.
.
.
گر تو را از ابلهی کردم رها ، برمن ببخش
بر سر پیمان نه بر مهر و وفا ، بر من ببخش
راه ورسم عاشقی را نابلد چون کودکان
اشتباه و ناروا کردم خطا ، بر من ببخش
بقیه اس ام اس ها در ادامه مطلب


آمدی دیوانه ام کردی و رفتی بی وفا
با غمت هم خانه ام کردی و رفتی بی وفا
مثل شمعی بودی و با یاد خود ای نازنین
تا ابد پروانه ام کردی و رفتی بی وفا

.
.
.
.
هرگز نشد بیای پیشم بگیری دستای منو
بدونی من عاشقتم گوش کنی حرفای منو
تو بی وفا بودی ولی اونی که برات میمرد منم
تا زنده ام دوست دارم اینم کلام آخرم

.
.
.
.
ای رفته به قهر , وعده های تو چه شد ؟
مهر تو کجا رفت و وفای تو چه شد ؟
این تیرگی آخر ز کجا روی آورد ؟
ای آیینه رخسار صفای تو چه شد ؟
.
.
.
.
دوست خوبه ، نه بی وفا
زندگی خوبه ، نه بی صفا
عشق خوبه ، نه بی معشوق
من خوبم ، نه بی تو !
.
.
.
سکوت دردناکترین پاسخ من به بی وفایی های توست
.
.
.
.
خداوندا چه سخت است این جدایی
چه تلخ است این شراب بی وفایی
جدایی ، بی وفایی ، درد دوری
همه باشد گناه آشنایی

.
.
.
.
دل من همی داد گفتی گواهی
که باشد مرا روزی از تو جدایی
دریغا دریغا که آگه نبودم
که تو بی وفا در جفا تا کجایی
.
.
.
.
هر رهگذری محرم اسرار نگردد
صحرای نمکزار چمن زار نگردد
هرجا که رسیدی طرح رفاقت مکش ای دوست
هر بی سر و پا یار وفادار نگردد
.
.
.
.
همه جا به بی وفایی مثلند خوبرویان
تو میان خوبرویان مثلی به بی وفایی