تو كجايي سهراب؟

آب را گل كردند ...

چشمها را بستند و چه بادل كردند ...

واي سهراب كجايي آخر‎؟‎

زخمها بردل عاشق كردند  ...

خون به چشمان شقايق كردند ...

توكجايي سهراب‎؟‎

كه همين نزديكي عشق را دارزدند ...

همه جا سايه ديوارزدند ...

واي سهراب كجايي كه ببيني حالا دل خوش مثقالي است ...

دل خوش سيري چند‎؟‎

صبركن سهراب قايقت جادارد‎