قلب بيمار مرا اين گونه مشكن بي وفا

من ز عاشق بودنم هرگز پشيمان نيستم

گرچه قلب عاشقم بازيچه ي غمها شده

من به عشق و ياد تو باغم بسازم تا ابد

گرچه سهم من ز عشقت كو له بار حسرت است

حسرتت را با دل و جانم خريدم تا ابد

از من اينگونه مرنج من بي وفا نيستم دمي

من ز رفتار و سكوتها اينچنين رنجيده ام

لحظه اي در قلب من جز نام تو يادي نبود

لحظه اي جز اسم تو بر روي لب اسمي نبود

شقايق عاشق